
... چو ابر بي تو مي گريد دو چشم غرق بارانم چو ابرراز دريا را پس از اين خوب مي دانم چو ابرتا ببيند عالمي يك جرعه از خورشيد راروز و شب در آسمان عشق گريانم چو ابرحسرت ديدار تو مانده به جان صخره هابس كه وصفت را به گوش كوه مي خوانم چو ابربازتاب بودنت را غرق امواجم چو نورالتهاب ديدنت پيچيده در جانم چو ابردر كلاغ آباد ترس از مترسك رسم نيستاين كلاغان را به يك تندر بترسانم چو ابردر هواي لحظه هاي خيس و باراني منمي چكد نام تو از مضمون ايمانم چو ابرمنتظر مي مانمت در سرزمين بادهاتا عيان گردد به عالم راز پنهانم چو ابر...
ادامه مطلب
اینک منم با اشک و آهی بی اثر در تو با شعرهای گاهگاهی بی اثر در تو تو در هوای صبح هایی روشن اما من درگیر شب های تباهی بی اثر در تو رفتی برو صدها دعای خوب همراهت من ماندم و تنها نگاهی بی اثر در تو دستانم از آغوش تو خالیست مانند کشگول پیر خانقاهی بی اثر در تو این راه ها با رفتنت پایان نمی یابند چون خاطرات باغراهی بی اثر در تو شاید فقط لختی دگر در شعر می میرد امروز مرد بی گناهی بی اثر در تو در روزنامه های فردا سوژه خوبیست اخبار مرگ بی پناهی بی اثر در تو یک بادبادک روی بام آسمان جان داد در جنگ با ابر سیاهی بی اثر در تو ک.ک.تیر۹۴...
ادامه مطلب
خبرت هست که دلتنگ صدایت شده امچند روزیست که بیمار شفایت شده ام هیچ می دانی اگر فوت کنم با این درد همه گویند که قربان وفایت شده اماصلا این رسم چه رسمیست که چشمت داردمن چرا محو دو چشم و مژه هایت شده اموای اگر مردم این شهر بفهمند که منبارها زنده شدم باز فدایت شده امراستی با غزلی تازه به روزم بانوتا بدانی که مسلمان خدایت شده ام...
ادامه مطلب