تقدیم به همزبانانم در افغانستان

خرید بک لینک

تقدیم به احمدشاه مسعود و مردم مظلوم افغانستان:

اینجا دل مردم همه از قهر گرفته
مسعود کجایی؟ که دل شهر گرفته
تنگ است هوا بس که تن باغ ز کینه
بوی بدی از تفرقه و قهر گرفته
پامیر سیه پوش بدخشان و هرات است
هر آینه غندز(*) دلش از دهر گرفته
 این آتش ماتم همه مزرعه مان را
 از بلخ و سمنگان زده تا نهر گرفته
کابل شده مسموم و عمق جگرش را
از فتنه و نیرنگ زمان، زهر گرفته
 اینک که همه تازه عروسان بدخشان
صد کینه به دل درعوض مهر گرفته
تاریخ عزادار خراسان بزرگ است
چون قلب خدا نیز از این بهر گرفته

پ.ن. کل این عملیات از خاطر این ادبیات است
- اين خاطره را چند بار گفته ام ولي باز هم تكرار مي كنم. در دهكده خواجه بهاالدين بوديم. خط اول نبرد با طالبان. جنگ سختي درگرفته بود و مسعود جنگ را فرماندهي مي كرد. از شب قبل صحبت ما درباره شعر گل كرده بود. حرف هايي درباره شعر سپيد داشت. فرماندهانش جرات نداشتند حرفش را قطع كنند اما خون خونشان را مي خورد. بالاخره ملاقربان -يار نزديك مسعود- جلو آمد و گفت: بسيار ببخشن آمر صاحب! حالي گپ عمليات است و نه ادبيات.
مسعود گفت: مرتكه! كلگي (تمام) اي عمليات از خاطر اي ادبيات است!
البته اين را هم بگويم كه مرتكه در افغانستان براي احترام است و همه جا به ما هم مرتكه مي گفتند.

نقل از روزنامه کیهان شماره شماره 19741 گفتگو از محمد صرفي با محمد حسین جعفریان
*قندوز که معرب کندز است نیز خوانده می شود در اصل کهندژ است آخرین پادگان مرزی ایران با توران
شعر از: #کوروش_کشمیری
#احمدشاه_مسعود 
#افغانستان
#خراسان_بزرگ


برچسبها: افغانستان, شعرافغانستان, احمدشاه مسعود, خراسان بزرگ

تشنگان غزل...

ما را در سایت تشنگان غزل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:55

صفحه بندی